داروفروشان الموت

محمود سجستانی وعلی کرمانی تولید کننده وعمده فروش داروبودند.محل سکونت آنها الموت نام داشت منطقه ای واقع در جنوب غربی دریای مازندارن که یک منطقه کوهستانی به شمارمی آید،دردامنه کوه های الموت آبادی هایی وجود داشت و کشاورزان روستا هنگامی که فرصت داشتند در کوه های اطراف گیاهان دارویی را جسنجو می کردند و به محمود سجستانی که یکی از مباشرین حسن صباح بود می فروختند.او هم پس از مرتب کردن وبسته بندی داروهارابه شهرهای نزدیک ودور مثل ری،اصفهان،کرمان،خراسان و…صادر می کرد.سجستانی حساب وکتاب دارو هارا در دستک های جداگانه ای می نوشت و آنها را به نظر حسن صباح می رساند.

داروها را در جوال(کیسه پشمی ضخیم)می ریختند وروی هر جوال نام دارو ونام بازرا رامی نوشتند تا چارپاداران به هنگاه تحویل بار به مقصد دچاراشتباه نشوند.محمودسجستانی زنبیلی از کوزه های سفالی که آنهارا کنف پیچ کرده بود آورد وکوزه ها را داخل جوال ها ولابه لای داروهای گیاهی قرار داد تا درمسیر راه نشکنند.درکوزه ها الکل و جوهر بید که امروزه به اسم سالیسیلات شناخته می شوند وجود داشت در روزگاران قدیم الموت یکی ازمراکز بزرگ داروسازی بود.

سالیسیلات از ریشه بید گرفته شده بود ودردرمان روماتیسم(درد مفاصل)مفید بود این دارو توسط ایرانیان کشف شده بود.محمود سجستانی پس از برسی کامل ودوختن سر جوال ها باررا به چارپاداران تحویل دادوبه مسجد رفت تا بعد نماز با حسن صباح حساب وکتاب داروهارا مشخص نماید.به حسن صباح گفت که قبل از طلوع آفتاب مقداری داروی گیاهی وشیمیایی به مقصدری،کاشان واصفهان حمل خواهد شد.وهفته دیگر نیز مقداری دارو برای شهرهای خراسان فرستاده خواهد شد.

آنگاه محمودسجستانی سوال کرد آیا خداوند موافقت می کنند که بربهای داروهای شیمیایی که به خراسان حمل می گرددافزوده شود؟حسن صباح گفت نه ای محمود ما از تهیه دارو وارسال آن به شهرهای مختلف قصد استفاده کلان نداریم.مقصود ما مداوای بیماران وتسکین آلام دردمندان است.اگرمی توانستیم داروهارابه رایگان بین مردم تقسیم می کردیمولی بضاعت ما این اجازه را نمی دهدمطمئن باش روزی که به موفقیت برسیم حتما داروهارابه رایگان به مردم خواهیم داد.

منبع:کتاب خداوند الموت نوشته پل آمیر

0
اشتراک‌گذاری
حسن

ارسال پاسخ