قلعه تسخیرناپذیر طبس

 این قلعه در کوهستانی بین شهر بشرویه(فردوس)و شهر طبس واقه شده است ویکی از قلاع تسخیرناپذیر اسماعیلیان بوده است.دراین قلعه فدائیان تعلیم وارشاد می شدندکه مورداعتماد کامل حسن صباح بودند.اگراز شهربشرویه برای رسیدن به طبس از راه جلگه برویم بعد از طی ده فرسنگ به دره وسیعی خواهیم رسید که در وسط آن یک کوه قراردارددرفصل بهار وقتی آب فراوان است اطاف کوه را آب می گیردولی نه بطوری که نتوان از آن عبورکردارتفاع کوه پانصد گز(تقریبا یک متر) است…

بیشتر بخوانید
4
اشتراک‌گذاری

چیزی که موسی در انتظارش نبود

  صبح شد موسی نیشابوری مشاهده کرد که مردم پس از خواندن نماز شروع به ورزش وتمرین جنگی کردند شخصی نزد موسی آمد وبه او گفت که داعی بزرگ تورا احضارکرده است.موسی به نزد شیرزاد رفت شیرزاد گفت ای موسی تو از دیروزفرصت داشتی تا قلعه را بشناسی و نظر خودرا اعلام کنی موسی گفت با قطعه آشنا شدم سپس شیرزاد گفت آیا اکنون میل داری که هوی وهوس را در خود بکشی؟موسی جواب داد بله ای زبر دست سپس…

بیشتر بخوانید
3
اشتراک‌گذاری

حسن صباح که بود؟

  حسن صباح آن زمان یک مرد 35ساله ،بلند قامت ،زیبا ،چشمانی سیاه ودرشت،صورت بیضوی ودهانی کوچک وخوش ترکیب بودوقتی برای صحبت کردن دهان می گشود دندان های منظم وسفیدش  از سلامتی مزاج او حکایت می کرد.پیروان اودرشهرالموت وحوالی آن زندگی می کردند وهرگز نام اورا بدون علی ذکره السلام (بریاداودرودباد)برزبان نمی آوردند.آنها در یک منطقه کوهستانی زندگی می کردند از آب وهوای سالم استفاده می کردند وهمگی دارای بنیه قوی ومزاجی سالم بودند.روزی حسن صباح برای نماز خواندن قیام…

بیشتر بخوانید
0
اشتراک‌گذاری

داروفروشان الموت

محمود سجستانی وعلی کرمانی تولید کننده وعمده فروش داروبودند.محل سکونت آنها الموت نام داشت منطقه ای واقع در جنوب غربی دریای مازندارن که یک منطقه کوهستانی به شمارمی آید،دردامنه کوه های الموت آبادی هایی وجود داشت و کشاورزان روستا هنگامی که فرصت داشتند در کوه های اطراف گیاهان دارویی را جسنجو می کردند و به محمود سجستانی که یکی از مباشرین حسن صباح بود می فروختند.او هم پس از مرتب کردن وبسته بندی داروهارابه شهرهای نزدیک ودور مثل ری،اصفهان،کرمان،خراسان و…صادر…

بیشتر بخوانید
0
اشتراک‌گذاری

ماجرای حشاشین چه بود؟

  نمای دروازه جنوبی قلعه لمبسر درکتاب خداوند الموت درباره حشاشین بحث شده است وممکن است این نظریه بوجود آید که حشاشین برگرفته شده از اساسین فرنگی میباشد.در صورتیکه درزمان حسن صباح مسلمین هنوز با فرنگی ها ارتباطی نداشتند تا از آنها الگو برداری نمایند.ارتباط بین مسلمین وفرنگی ها از جنگ های صلیبی که طول دوره آن مدت دویست سال بوده است شروع شده است.در آن زمان بود که فرنگی ها دانشمندان اسلامی چون زکریای رازی وابن سینا را شناختند…

بیشتر بخوانید
0
اشتراک‌گذاری

درباره کتاب خداوند الموت

بنام خدا کتاب خداوند الموت نویسنده:پل آمیر ترجمه:ذبیح اله منصوری این کتاب حاوی یک دوره از تاریخ ایران است که ما تصور می کردیم درباره آن اطلاعات زیادی داریم ولی با خواندن این کتاب باارزش متوجه می شویم که قسمتی از وقایع واخبار آن برما مجهول بوده است.در این کتاب می خوانیم ،مبدا تاریخ فرقه اسماعیلیه بر ما معلوم نیست وبعد از اینکه هلاکو برقلاع اسماعیلیه مستولی گردید تمام آثار مکتوب را از بین بردند وهرزمان که حکومت های وقت…

بیشتر بخوانید
0
اشتراک‌گذاری

درباره کیابزرگ امید

کیا بزرگ امید رودباری از سران اسماعیلی و جانشین حسن صباح در الموت بود. بر طبق وصیت حسن صباح کیا بزرگ امید رودباری در حالیکه به همراه ابوعلی اردستانی، حسن آدم قصرانی، کیا جعفر ملازمت می‌شد به جانشینی صباح رسید. عطاملک جوینی در کتاب تاریخ جهانگشا می‌گوید: «کس به لمسر فرستاد و بزرگ امید را بخواند و به جای خویش تعیین کرد.» برخی مستشرقان گفته‌اند بزرگ امید از خاندانی معتبر در شمال ایران بود. چنان‌که خواهر او همسر استندار پادوسپانیان بود و همسر خودش دختر شاه غازی رستم، اسپهبد باوندیان، بود. ولی فرهاد دفتری در دانشنامه جهان اسلام این مسئله را تکذیب…

بیشتر بخوانید
0
اشتراک‌گذاری